هركسي از زندگيم رفت
يك روز برگشت
و من بخشيدم
اما تو،
هيچوقت به زندگيم برنگرد
تو فرق داشتي با بقيه
تو خيلي چيزا ميدونستي از من
برا اينكه
من رو خيلي ميفهميدي
و رفتي
برنگرد . . .
برچسب:
نویسنده: علی میرزایی
چای مینوشیدم و یادش افتادمیکباره - دلتنگش - شدم؛
بغض کردم و اشک در چشمانم حلقه زد. . .
همه با تعجب نگاهم کردند،
لبخند تلخی زدم و گفتم:
"چقدر داغ بود"

برچسب:
نویسنده: علی میرزایی

گفتم: دارم اینجا می پوسم
باید از این خراب شده برم..
گفت: کجا میخوای بری؟!
گفتم: نمیدونم، هرجا غیر اینجا
"یه جای دیگه - "
گفت: واسه تویی که نمیتونی
فراموشش کنی، هیچ جا
"یه جای دیگه - " نمیشه . . .

برچسب:
نویسنده: علی میرزایی
این روز ها زیاد یاد ممنوعه ترین آدم زندگی ام میفتم،هر قدمی که بر میدارم یه
خاطره ای ازش زنده میشه،دارم تمووم راه های رفته برای فراموش شدنشو از اول
برمیگردم،راستش خیلی دلم برای تموم خاطره هام تنگ شده،
برچسب:
نویسنده: علی میرزایی
سلوووووووووووووم✿بهتره اول اینجارو بخونین تا با وبم خوب اشنا بشین✿به وبلاگ دخترونه و عاشقونه من خوش امدی✿امیدوارم ازمطالب من لذت ببرید و نظرتو درمورد وبم بگی✿نوشته ها توسط خودم نوشته میشه✿شعارمن:به هرچی فکر کنی همون میشه✿✿✿توجه توجه توجه:کاناله تلگرامم عضو بشییییییین:rainy_drops@✿✿♚به رنگ خیال♚♚کانال تلگرامم:rainy_drops♚آدرس کاناله تلگرامم :-)حتما جوین بشین
برچسب:
نویسنده: علی میرزایی
دلم یک زمستان سخت میخواهدیک برف، یک کولاک به وسعت تاریخ !
که ببارد
که ببارد
که ببارد
و تمام راهها بسته شود
و تو چاره ای جز ماندن نداشته باشی^_^

برچسب:
نویسنده: علی میرزایی
"تقاص""تاوان"
هر چه میخواهی نامش را بگذار...
من اما فقط میدانم"خدا"
از اشک های هیچکس ساده نمیگذرد...

این روز ها دور و برت
جایی برایم نیست
چون کهکشانت
پر شده از مشتری هایت:)

برچسب: نمیگذردجایی,برایم,نیست,
نویسنده: علی میرزایی

نبــار بــاران نبــار
اینجا کسے هواے دلتنگے ام را نـدارد
میترســم بمــیرد دل تنگـم
و دیگر به بوے نم خاکـت هم زنـده نـشود
نبــار بــارن نبــار
این هوایـت هوایـش را بـه سـرم مـیزند
دیوانه میکنـد مرا خاطراتش
و مـن گوشه اے کز میکنم و میـمرد دلـم
نبــار بــاران نبــار ایـن هوا او را میخواهد

نوشته شده توسط:خودم

خدیا میشود محکم تر
درآغوشم بگیری؟
هوای آدمت دارد
دیوانه ام میکند

مادر پشته یک قلب عاشق
فرزندت آرام آرام می میرد
و تو فراموش کردن را یاد من نداده ای
حماقت کرده ای مادر
به من یاد بده
چگونه فراموش کنم کسی را که
مرا دوست ندارد


دلم برایت شده
واین نیازی به
هیچ زبان شاعرانه ای ندار

هیچ وقت به من نگفتی
لب هایت به کدامین مخدر آغشته بود
که هنوز که هنوز است
خماری همان یک بوسه را
درجانم احساس میکنم

برچسب: بوسه,
نویسنده: علی میرزایی
می گویند او رفته دیگر پس فراموشش کنچرا نمیفهمند که فراموش نمی شود کسی که
اولین بوده اولین عشق اولین تصورات خوب اولین مهربانی
اولین تپش قلب اولین یادگاری ها اینها فراموش نشدنیست
کاش کمی هم مرا به حاله خودم میگذاشتن تا کمی
با یادش آروم بگیرم تا خیالش کنم او را کنارم
دلتنگم و این بزرگترین دردم هست
چرا ادم ها بجای امید دادن نا امیدت می کنند هرلحظه
چرا آدم ها را درک نمیکنم این روزها
چرا می گویند نمیایی دیگر چرا من باید بی خیالت شوم
من و تو عمری با خیاله هم سر کرده ایم و این چیز کمی نیست
من میدانم تو بر می آیی و میشوی تمام امید فردایم
برچسب: دلتنگتم,
نویسنده: علی میرزایی
برچسب: دوستت دارم,دوستت دارم عشقم,دوستت دارم ها,دوستت دارم بی آنکه بخواهمت,دوستت دارم عزیزم,دوستت دارم به زبانهای مختلف,دوستت دارم را من دلاویزترین,دوستت دارم عاشقانه,دوستت دارم عشق من,دوستت دارم شعر,
نویسنده: علی میرزایی
برچسب: دوست دارم,دوست دارم زندگی رو,دوست دارم محسن یگانه,دوست دارم عشقم,دوست دارم گروه سون,دوست دارم بابک جهانبخش,دوست دارم من بیچاره,دوست دارم بمیرم,دوست دارم هنوز عشق مني,دوستت دارم به زبانهای مختلف,
نویسنده: علی میرزایی
برچسب: چشمانت,چشمانت راز آتش است,چشمانت با من گفتند,چشمانت را ببند,چشمانت را دوست دارم,چشمانت کارناوال آتش بازیست,چشمانت را زمین بگذار,چشمانت را باز کن,چشمانت شعر,چشمانت را نبند,
نویسنده: علی میرزایی