خاطره ای ازش زنده میشه،دارم تمووم راه های رفته برای فراموش شدنشو از اول
برمیگردم،راستش خیلی دلم برای تموم خاطره هام تنگ شده،انگار فقط با یه نفر
میشد اینهمه موند انگار سهم تو همون آدمی بوده که دیگه نیست،بعد دوسال
جدایی تلخ و خراب شدن تموم تصور هام و باورهام هنوز نتونستم اونو کامل از یاد
ببرم،هر اتفاقی میفته هنوزم یه خاطره ازونو میگم با اینکه کلی از اطرافیانم سرزنش
میشم،کاش آدما همیشه یجور میموندن کاش هیچوقت بد نمیشدن کاش همه چی
خوب میموند کاش....

ما را در سایت دنیای رویایی من دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 35